130 - سياست خردمندانه



در ماجراى نيرنگ منافقان كه در داستان قبل ، فرازى از آن بيان شد، عمر بن خطاب از پيامبر (صلى الله عليه وآله ) درخواست كرد كه دستور بده تا عبدالله بن ابى سردسته منافقان مدينه را بقتل برسانم .
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرمود: صلاح نيست ، زيرا مردم مى گويند پيامبر (صلى الله عليه وآله ) ياران خود را مى كشد.
در حقيقت پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به موقعيتها و جوانب امر توجه مى كرد، و امور را بر اساس مقايسه اهم با مهم و آنچه مهمتر و نافعتر براى اسلام بود انجام مى داد.
عبدالله بن ابى وقتى به مدينه آمد، آنچنان از چشم مردم افتاد، و مورد سرزنش قرار گرفت كه سر از پا نمى شناخت ، و به گونه اى مورد تنفر مردم واقع شد كه ديگر نتوانست ، سر بجنباند (و پس از اندك مدتى از دنيا رفت .).
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به عمر بن خطاب فرمود: روزى از من خواست كه اجازه دهم عبدالله را بقتل برسانى ، ولى درآن روز اگراو كشته شد گروهى متاثر شده و به حمايت از او برمى خاستند، ولى امروز همانها به گونه اى از او متنفر بودند كه اگر دستور قتلش را بدهم ، بى درنگ او را مى كشند (429)
آرى هر چيزى وقتى دارد، و اين روش و سياست خردمندانه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) درمورد خود درس بزرگ و عميقى است !.